{{title}}

{{message}}

عضویت
مجمعی ها

معرفی آخرین فیلمی که دیدید!

سلام توی این بخش میتونید فیلم هایی که دیدید رو معرفی کنید لازم نیست نقد کنید فقط بگید من این فیلمو دیدم خوشم اومد بدم اومد. اگه هم لطف کنین اسم کارگردان و بازیگرا رو بذارید ممنون میشیم. در ضمن میتونید از اینجا جهت معرفی فیلم های مورد نظرتون برای بخش نقد اصلی هم استفاده کنید.
گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ میفروشم به شما... تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست دل تنهاییتان تازه شود.چه خیالی... چه خیالی میدانم، پرده ام بی جان است... خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهیست.
خیلی دستون درد نکنه از حضور پرشورتون...
مجمعی وار عمل کردین!!!
حالا فارغ از شرکت شما در بحث من خودم فیلمی که به تازگی دیدم رو اینجا معرفی میکنم شما هم توی این چند روز باقی مونده اگه فیلمی دیدید اینکارو انجام بدین!
انجام ندادینم که ندادین!

در بروژ

فیلمی در بروژ فیلمیه به کارگردانی مارتین مک دونا و با بازی کالین فارل، برندن گلسون و رالف فاینس که من مدت ها بود میخواستم ببینمش. به نظرم فیلمنامه خیلی جسورانه و دقیقی داشت یعنی هر کدوم از جزئیاتی که وارد بطن داستان فیلم میشد به درستی بعداً ازش استفاده میشد. به شخصه انتظار این حجم از کمدی سیاه رو نداشتم. دیالوگ های بین شخصیت ها حالت تارانتینو وار داشت( بیشتر شبیه دیالوگ های پالپ فیکشن بود) البته قصد دفاع از تارانتینو رو ندارم(هرچند قبولش دارما!) اما مشخصا مارتین مک دونا وام دار سینمای تارانتینو و بعد از اون برادران کوئنه. در این بین جا داره اشاره کنم کل فضا و اتمسفر ابزوردگرایانه فیلم هم مرا به شدت به یاد زمان خواندن نمایشنامه بی نظیر ساموئل بکت "در انتظار گودو"انداخت(به خصوص اوایل فیلم). یه جورایی عناصر اصلی فیلم به شکل عجیبی ما به ازای شخصیتهای در انتظار گودو هستند که وارد دنیایی قابل لمس تر و جنایتکارانه تری شدند. البته نکته ی بعدی اینه که نمیشه از بازی های خوب به خصوص کالین فارل و برندن گلسون گذشت. و به نظرم صحنه کشته شدن پسربچه در اوایل فیلم بسیار تأثیرگذار بود.
فیلم به اون اندازه که پیشبینی میکردم به قول معروف ازم خنده نگرفت و راهش رو بیشتر به سمت کمدی سیاه و ابزورد کج کرد. با همه ی این احوالات فیلم جاه طلبی کافی برای مطرح کردن خودش رو نداره برای مثال مسائل نژادپرستی فیلم گرچه به شکل استادانه ای وارد فیلم میشه اما در حد همون سکانس میمونه و مثل بقیه ی جزئیات فیلم ( مثله کاراته) ادامه پیدا نمیکنه. در آخر باید از موسیقی بسیار خوب و طراحی صحنه زیبای فیلم هم یاد بکنم.
نمره: 7 از 10
گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ میفروشم به شما... تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست دل تنهاییتان تازه شود.چه خیالی... چه خیالی میدانم، پرده ام بی جان است... خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهیست.
تمامی زمان ها هست +3.5. زمان الان هست 10:11 ق.ظ.