{{title}}

{{message}}

عضویت
مجمعی ها

کاملا واقعی

اگر "گذشت" کسی را کوچک می کرد ، خدا اینقدر بزرگ نبود...
اگر " بخشش" کسی را فقیر می کرد ، خدا این قدر غنی نبود…
5 شنبه سوم بهمن ماه :
ساعت حدود 7 شب بود. خسته و کوفته داشتم از جایی بر می گشتم. میدان امام را به مقصد سه راه طیب رد کردم. از کنار ارگ جهان نما رد می شدم که یه نفر با قیافه ی نامناسبی نزدیکم اومد. یه پیراهن کهنه و یه شلوار جین آبی کم رنگ که سر زانوش پاره شده بود پوشیده بود. یه لحظه ترسیدم. تو دلم یدونه به امید خدا گفتم و ایستادم سر جام. اون آقا صادقانه بهم گفت:
(( سلام. من تازه از زندان آزاد شدم و هیچ پولی ندارم. از صبح تا حالا تو خیابونم اما چون پول ندارم روم نمیشه پیش زن بچم برم. میشه یه کمکی بهم بکنی؟؟؟))
از صداقتش خوشم اومد؛ احساس کردم راست میگه؛ کیف پولم رو باز کردم؛ توش دو تا 2 هزاری و یه دویستی و یه صدی بیش تر نداشتم. 2300 تومن رو بهش دادم. دوست داشتم بیش تر می دادم اما برای کرایه تاکسی نیاز داشتم. از من تشکر کرد و رفت. دوباره به طرف سه راه طیب حرکت کردم. اون هم با من هم مسیر بود. توی راه دوباره از من تشکر کرد. کنجکاو شده بودم و می دونستم موقعیت خوبیه برای بدست آوردن پاسخ سوالم!!! خیلی دوست داشتم بدونم چرا افتاده بود زندان!!! ازش پرسیدم!!! دوباره صادقانه جواب داد:
(( به خاطر حشیش؛ رفتم تو پارک حشیش بخرم و بفروشم به یکی دیگه تا این وسط یه پولی گیر من بیاد تا بتونم خرجی زن و بچم رو در بیارم که پلیسا گرفتنم.))
توی راه هی به من نصیحت می کرد که دور و بر مواد نرو؛ اگه بری بدبخت میشی و ... تا این که به ایستگاه اتوبوس رسیدیم. از من خداحافظی کرد و با همون 2 هزار تومنی که بش داده بودم کارت اتوبوسش رو شارژ کرد و سوار اتوبوس شد و رفت.
اینم یه خاطره بود مثل بقیه ی خاطره ها. خوندید؛ شنیدید؛ خوش حال شدید یا ناراحت.
اما خداییش به چند نفرتون سیخونک زد؟؟؟
می دونید چرا این جور اتفاقا می افته؟؟؟ چرا یه سری به خاطر بی پولی به زندان می افتند؟؟؟ پول زیاد رو نمی گما!!! پول فقط 2 پرس غذا در روز
شاید من بدونم چرا!!! بخشی از این اتفاقت به خاطر ماست. به خاطر مایی است که همیشه دم از انسان دوستی می زنیم ولی انسان دوستی نمی کنیم!!! بی انصافیه که بگیم انسان دوستی نمی کنیم. چرا می کنیم اما کم. خیلی کمتر از اونقدری که در توان داریم. مثال می خوای؟؟؟ یه مثال که همیشه و همه جا هست.
مثلا من می رم گوشی نو می خرم (مبارکم باشه) . خدا رو شکر! به نظرتون اولین کاری که می کنم چیه؟؟؟ یا بهتره بگم اولین کاری که باید بکنم چیه؟؟؟ خب معلومه!!! باید دوستام رو مهمون کنم. چرای این کار رو الله اعلم. میدونید ریشه ی این کار از کجا بوده؟؟؟ قدیما وقتی یه چیز نو می خریدند، پولی رو به عنوان صدقه می دادند و این کار خودش هم یه جور تشکر از خدا بوده و هم اینکه دعای خیر صدقه گرفتنده ها پشت سرمون بود. اما حالا چی؟؟؟ آیا تا به حال شده پولی که می خواستی باش به دوستت شیرینی بدی رو به نیازمند ش بدی؟؟؟ کدوم یکی به اون پول مستحق تره؟؟؟ دوستت که به راحتی می تونه هر چی خواست بخره یا اون نیازمندی که به دو پرس غذا نیاز داره؟؟؟
جا داره این جا یادی کنم از معلم هندسه ام که می گفت:
اون قدری که می تونید به دیگران کمک کنید. نگید که این کار وظیفه ی ما نیست و وظیفه ی دولته که بیاد و برای نیازمندان شغل ایجاد کنه. شاید حرفتون درست باشه اما در حال حاضر اون بندگان خدا پول ندارند و به پول نیازمند اند. پس کمکشون کنید.
امیدوارم همیشه در سایه ی لطف خدا باشید و دعای خیر مردم پشت سرتان.
خداوند می فرماید:
((اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم بِالَّیلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِیَةً فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَلاخَوفٌ عَلَیهِم وَلاهَم یَحزَنونَ))
علی عباسی
اول قرار بود توی نشریه ای که وجود نداشت چاپ بشه
که بعد نشریه کله شد و ...
  • 27 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
محمد مهدی پویان فر
ضمن عرض نیمچه احسنتی،
این اصلا دلیل نمیشه که کسایی که المپیاد قبول شدن شیرینی ندن!!
9
  • 27 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
علی عباسی
آقا
از روی شیکم حرف نزن
آخه تو به اون بستنی ای که می خواند بهت بدند چه نیازی داری؟؟؟
  • 27 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
محمد مهدی عاصمی
دمت گرم بابت این پست!
چون من میخوام گوشی بخرم(مبارکم باشه!) و حالا که این پست رو خوندم، اصی منقلب شدم! و پولی رو که باید باهاش ببببببعضیا رو مهمون کنم رو صدقه میدم!9
  • 27 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
محمد علیخاصی
6
  • 27 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
محمد رضایی
شما رو من کار دارم...
به این زودی ها منقلب نشو!
  • 29 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
علی انواری
سلام علیکم
بسیار زیبا بود. اما نباید محاسن زیاد مهمان کردن ارحام هم فراموش بشه. همون طور که قبلا هم یکی از دوستان اشاره کرده اند، هر چیزی به جای خودش!
نه افراط، نه تفریط! اعتدال!
  • 28 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
علی انواری
الان نگاه کردم دیدم اون دوستی که اشاره کرده بودند، آقای مستاجران هستند
:)
  • 28 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
معین الدین مهرعلیان
خیلی تاثیرگذار بود
ایشالا بتونیم این رو بین دوستامون جا بندازیم که بجای مهمون کردن الکی،صدقه بدیم
میشه به جای پیتزا یه فلافل خورد و بقیش رو داد واسه ی نیازمندا
سرگروه عزیزم،آقای پسته ای،همینجا ازتون درخواست میکنم این کار رو بین همگروهیای من جا بندازین،من پایه ام
  • 28 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!
محمد آقامیری
مهندس حامی میگفت این آیه شان نزول این آیه شریفه برای حضرت علی ابن ابی طالب(ع) است(ظاهرا داستانی بوده که امام علی(ع) پولی را که در اختیار داشته اند در چهار مرحله انفاق کرده اند شب ، روز ، مخفی و آشکار).
البته من جملاتی خوانده و برداشت هایی دارم که وقتی میگویند مثلا آیه شریفه در شان امام علی (ع) مصداق بهترین شخص امام علی (ع) هستند یعنی ممکن است افراد دیگری نیز این گونه باشند باشند
اطلاعات لازم رو ندارم ..
به نظر من الگوی ما باید ایشون باشن و توصیه شده انفاق کنیم.
  • 28 اسفند, 1392
  • ·
  • احسنت!